http://upload.tehran98.com/upme/uploads/2aeed5dc660769851.png

بخش دوم

 الف) زمينه هاي موضوع و مباني تئوري

تقسيم بندي روش هاي تدريس

1-  روش هاي تاريخي ( = سنتي ) : روش هاي كه در گذشته ي بسيار دور تا كنون به كار مي رفته است  مانند : روش سقراطي ، روش مكتبي .(صفوي ، امان الله ، 1370)

       2- روش هاي نوين :  روش هايي كه متكي بر يافته هاي روان شناسي و علوم تربيتي جديد هستند . امان الله صفوي در اين  طبقه بندي    روش هاي زير را نام مي برد، كه گاهي اوقات فنون تدريس را كه از لحاظ مفهوم غالبا" با روش ها متفاوت اند ، در زمره ي آن قلمداد مي كند مانند : روش تو ضيحي ، سخنراني ، اكتشافي ، حل مسئله ، مباحثه ، پرسش و پاسخ ، واحد كار ، بازي هاي رقابتي و ... ( براي مطالعه بيشتر ر. ج . ش  به كليات روش ها و فنون تدريس  ، امان الله   صفوي )

شعباني ( 1372) الگوها و روش هاي تدريس را به صورت ديگر معرفي و طبقه بندي مي كند . در بحث ايشان از الگو ها ، دو الگوي ((پيش سازمان دهندهorganizer – model  p readvance )) و (( حل مسئله  problem – solvingmodel )) مورد تاكيد قرار  گرفته اند .

منظور از الگوي پيش سازمان دهنده فعاليت هاي معلم مدار و هدف از الگوي حل  مسئله فعاليت ها يي بر اساس شاگرد مداري است .

از ديگر  الگو هاي تدريس mechanistic modle    و organistic modle  را مي توان نام برد . در الگوي مكانيستيك هدف آموزش  و پرورش انتقال فرهنگ و پر كردن ذهن آدمي و شكل دادن به رفتار است . در تمامي مراحل اجرايي اين الگو ، معلم مركز و نقطه ي اتكاي دانش آموزان در تمامي فعاليت هاست.‏ در مقابل در الگوي ارگانيستيك هدف آموزش و پرورش به ظهور رسانيدن توانايي هاي بالقوه ي دانش آموزان است . در اين الگو نياز هاي شاگردان در درجه ي اول اهميت قرار دارند، به همين دليل اين الگو را مي توان يك الگو ي شاگرد مدار ناميد .

الگو ي عمومي تدريس :اين الگو از معروف ترين الگو هاي تدريس است كه   براي اولين بار توسط رابرت گليزر در سال 1961 مطرح گرديد و بعدها كسان ديگري از جمله راجرز رابينسون در سال 1971 تغييراتي در آن به وجود آورد . فرآيند تدريس را در اين الگو مي توان به پنج مرحله تقسيم كرد : 1- تعيين اهداف تدريس 2- تعيين رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي 3- تعيين شيوه ها و وسايل تدريس 4- سازمان دهي شرايط و موقعيت آموزشي 5- ارزشيابي و سنجش عملكرد فعاليت هاي آموزشي .

در راستاي تمامي روش ها و الگو هاي تدريس، توجه به اين نكته ضروري است كه يكي از پديده هاي مهم در سال هاي اخير در نظام آموزشي انفرادي كردن آموزش است . آموزش انفرادي به معني آموزش بر اساس توانايي شاگرد است .

ازديگر  روش هاي جديد آموزشي كه در فعال كردن شاگردان بسيار موثرند ، مي توان روش مسئله اي و روش واحدها (واحد موضوعي - واحد تجربي - واحد پروژه  ) را نام برد .در اين روش ها بر خلاف روش هاي آموزش انفرادي؛ تعامل اجتماعي ، احساس مسئوليت ، انگيزه ي دروني ، رابطه ي مطلوب بين خودشاگردان و معلمان با  شاگردان ، رابطه ي نزديك بين آموخته ها و شرايط واقعي زندگي به نحوشايسته اي وجود دارد.

 مهم ترين ويژگي هاي روش هاي تدريس فعال

1- در روش هاي فعال تدريس يادگيري عبارت است از تغييرات تجربه بر اثر رفتار يادگيرنده و كسب ساخت جديدي از عمليات ذهني . در اين روش هايادگيري تابع تحول ذهني كودك است.و تحول رواني توضيح دهنده يادگيري است .(كريمی،1373)    

2- يادگيري در روش هاي فعال تدريس  بر پايه اكتشاف و استقرار است . ولذا در اين روش ها چگونه يادگرفتن مهم تر از چه چيز يادگرفتن است .در روش هاي تعاملي دانش آموزان روش يادگرفتن را نيز ياد مي گيرند.                                              

3- ماهيت يادگيري، تعاملي است خلاق كه بدون وقفه بين دانش آموز وموقعيت آموزشي در جريان است .همان طور كه پياژه نشان داد،بيش تر آموخته هاي مهم ما حاصل تعامل باديگران است. درروش هاي فعال تدريس آنچه دانش آموزان انجام مي دهد ، سبب يادگيري مي شود. يادگيــرنده بر اثر تاثـير خود بر محيــط وواكنش فعال در برابر عمل محيط به پيـشرفت دست مي يابد .

4- معلمان فعاليت هاي يادگيري از طريق تعاملي را به گونه اي سازمان مي دهند كه دانش آموزان حقيقتا" به يكديگر وابسته باشندوهيچ يك از اعضاء گروه نمي تواند موفق شود مگر اين كه تمام اعضا موفق شوند. شعار كلاس تعاملي وهمياري اين است: يا همه نجات مي يابيم يا همه غرق مي شويم.(اليس و والن،1379)لذا در اين روش ها جنبه هاي منفي رقابت دانش آموزان از بين مي رود.

5- يادگيري واقعي در اين روش ها عبارت است از فرايند تغيير دادن ادراكات جديد براي هم خوان كردن آنها با ساخت هاي شناختي فعلي از يك سو و تغيير دادن ساخت هاي شناختي براي هم خوان كردن آن با ادراكات جديد .

6- يادگيرنده منبع اصلي تحول خويشتن است .يادگيري فعاليتي است كه از فراگيرنده سر مي زند و دايما در حال تحول است . ولذا يادگيرنده هم تجربه را تغيير مي دهد و هم خود  را براساس تجربه تغيير مي دهد .

7- فرايند يادگيري در زمان انجام دادن فعاليت دانش آموزان فرايندي خودگردان ، خودفرمان ، خودنظم جو و خودرهبر است.

8- در روش هاي فعال تدريس يادگيري از ثبات وپايداري بيشتري برخوردار است. دانش آموزان اغلب در سطوح بالاترحيطه شناختي درگير مي شوند.و اكتسابات يادگيرنده در عمق حيطه هاي عاطفي و رفتاري نيز رسوخ مي كند .ديويد جانسون(1989) معتقد است: وقتي آنچه را فرامي گيريد براي ديگري توضيح دهيد يادگيري شما بسيار بيشتر از زماني است كه يادگيري فقط از طريق گوش كردن يا خواندن چيزي به تنهايي انجام مي شود.

 9- در تدريس تعاملي بيشتر بر انتخاب آزاد معيارهاوارزش ها براي رسيدن به حقايق علمي- اجتماعي براساس فعاليتي مردم سالارانه تاكيد مي شود. لذا سه اصل آزادي،مسئوليت وانتخاب نقش اساسي در اين روش ها بازي مي كنند.(شعبانی،1382)

10- در تدريس فعال وتعاملي هدف كسب حقايق علمي از طريق تحقيق،تفكر،مباحثه واستدلال منطقي،اصلاح وتقويت درك وفهم مهارتهاي تفكر است.روش هاي تعاملي فرصت مناسبي براي يادگيرنده ها ايجاد مي كنند،تا بتوانند بر تجربه هاي خود،بازتاب داشته باشند ودرنتيجه،قادر شوند تا تضادهاي بين فهم ودرك هاي موجود خود را با تجربه هاي جديد،حل كنند وفهم و درك هاي بديل را در نظر بگيرند.(لانيال لاكروكس،1383)

11- روش هاي تدريس فعال به اصلاح وتقويت مهارتهاي همكاري واحترام به انديشه هاي ديگران،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف منتهي مي گردد.وقتي دانش آموزان با ويژگي هاي مختلف در يك گروه كاري براي يك هدف مشترك كار مي كنند،آنها نسبت به يكديگر علاقه واحترام پيدا مي كنند.يادگيري از طريق همياري از سويي باعث افزايش پذيرش اجتماعي افراد مي شود وازسوي ديگر روابط دوستانه بين دانش آموزان را افزايش مي دهد.(رابرت سالوين،1990)

12- يادگيري از طريق روش فعال در پرورش اعتماد به نفس دانش آموزان بسيار موثر است. دانش آموزان موفقيت ها وحمايت را در گروه تجربه مي كنندوزماني كه دانش آموزان ديگر از آنها سئوال مي پرسند وبه مشاركت آن ها احتياج دارند خود را با ارزش احساس مي كنند.

13-هم كوشي به وجود آمده در منظومه هاي مبتني بر تشريك مساعي وتعامل بيش از محيط هاي مبتني بر رقابت وفردگرايي ايجاد انگيزش مي كند.دانش آموزان در اين روش ها به منظور رضايت دروني فعال شده وكمتر به مشوق هاي معلمان وابسته مي شوند.

14- مهارتهاي مهم زندگي نظير صحبت كردن،گوش دادن،استدلال،وحل مساله از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود. اگر ما براي مهارت هاي اجتماعي لازم،براي يادگيري وكار موثر ومفيد با ديگران ارزش قائل هستيم،بايداز طريق روشهاي تعاملي اين مهارت هاي اجتماعي را آموزش دهيم وانگيزه استفاده از اين مهارت ها را ايجاد كنيم.

15- حاصل مطالعات پژوهشي بسياري نشانگر اين امر است كه يادگيري از طريق همياري نسبت به يادگيري انفرادي ويا رقابتي در افزايش موفقيت هاي تحصيلي كودكان به همراه رشد ادراك آنها موثرتر بوده است.(ديويد جانسون،1989)درمقايسه با روش تدريس مستقيم،روش فراگيري از راه همياري كمك موثري در بالا بردن درصد موفقيت دانش آموز وبه خصوص بالابردن نمرات امتحان دارد.(كامياب،1374)

16- از نظر دانش آموزان معلمي كه از شيوه هاي يادگيري از طريق همياري در آموزش استفاده مي كند منصف تر از معلمي است كه از اين شيوه ها استفاده نمي كند. واين معلم  را بيش تر دوست دارند.همچنين وقتي معلم از گروه هاي هميار استفاده مي كند مدرسه را بيش تر دوست دارند.(ديويد جانسون،1988)

17 -   استفاده اسلوب مند ومكرر از روش گروه هاي كوچك تاثير مثبت عميق بر فضاي كلاس دارد،كلاس تبديل به جامعه اي از يادگيرندگان  مي شود كه به صورت فعال باهم كار مي كنند تا دانش،صلاحيت ولذت افراد را بالا ببرند.(نيل ديويدسون،1990)

با توجه به بند هاي ذكر شده مي توان گفت :  در اين روش ها سه وجه پويا و فعال كاوش ، وحدت بخشيدن و تعالي در مركز ثقل فعاليتها قرار دارند . و از تعامل اين سه وجه ،  دانش آموزان در يك فرايند فعال فكري،   به دانش و معرفت همراه با تعالي و ارزش مي رسند. در چنين الگويي، يادگيري يك فرايند تعاملي بين دانش آموزان و محيط با غوطه ور شدن در تضادها و مسائل معما گونه است . كلاس درس معمولا"منعكس كننده كثرت گرايي ، و بررسي آزادانه مسائل و مناظره و مباحثه درباره تضادهاي گوناگون موجود است . اميد كه فرهيختگان عرصه تعليم و تربيت با به كار گيري اين روش ها به دانش آموزان ياد دهند كه چگونه ياد بگيرند ، چرا كه به قول آلبرت انيشتين معلومات چيزي مرده است ،  حال آن كه مدرسه با زندگان سر و كار دارد .  ( هفته نامه ي  پيام آوران نور ، شماره 11 )

 

علل تداوم شيوه ها ي تدريس سنتي

1-  تاثير برنامه و ساخت نظام آموزشي در فرآيند تدريس .2- عدم آشنايي معلمان با روش هاي نوين تدريس .3- متناسب نبودن زمان با توجه به حجم كتب درسي ،   براي اجراي روش هاي فعال تدريس توسط معلمان . 4- عدم امكانات و بودجه كافي در مناطق محروم و روستايي .5- عدم آگاهي اوليا با روش هاي مدرن آموزشي .6- استفاده از روش هاي سنتي در نظام ارزشيابي و تكيه بر محفوظات ذهني و حيطه ي شناختي در سطوح ياد گيري .7- كمبود وقت دانش آموزان براي انجام فعاليت ها و واحد هاي پروژه . 8-تراكم زياد دانش آموزان در كلاس هاي درس و ...  .

ب )  در آمدي بر روش هاي فعال تدريس

  گام اول براي اجراي   روش هاي نوين تدريس ( استفاده از روش گروهي )

دليل اساسي و منطقي استفاده از كار گروهي اين است كه چارلز سيلبرمن در كتاب خود به نام« بحران در كلاس درس» مطالعات زيادي انجام داده است كه ثابت مي كند در كلاسي كه مركز توجه آن شاگردان هستند، معلم فقط 50% وقت كلاس را با حرف زدن خودش مي گيرد، اما در كلاسي كه معلم نقش اصلي را دارد، اين رقم به 80% افزايش مي يابد و به علاوه به دانش آموزان اجازه ي فعاليت زياد داده نمي شود و فقط فعاليت دانش آموزان در حد پاسخگويي به سئوالات معلم است.

بر اساس تحليلي كه از يك تحقيق به عمل آمده، يك معلم معمولي در يك كلاس 30 نفري به طور متوسط براي هر دانش آموز 90 خط صحبت مي كند و يا به تعبير ديگر در يك كلاس 30 نفري ، معلم هشت برابر دانش آموز متوسط فقط حرف مي زند.

اولين قدم در راه به حرف كشيدن بچه ها در كلاس، ايجاد توازن و هماهنگي در تعاليم كلاس و موقعيت هاي آموزشي و تربيتي است. در مطالعه اي كه بر روي 1000 دانش آموز 13 تا 17 ساله انجام گرفته است، شوخ طبعي، جذاب كردن كلاس و تسلط بر موضوع درسي، مهم ترين ويژگي هايي بودند كه دانش آموزان براي معلمان خود فهرست كردند. ويژگي هايي كه دانش آموزان مدارس راهنمايي بيش از همه به بدترين معلمان نسبت داده بودند عبارتند از: داشتن يك كلاس خسته كننده، عدم توضيح روشن مطالب و استثنا قايل شدن.

فعاليت در گروه هاي كوچك و بزرگ در تدريس فعال

پژوهش هاي مختلف نشان داده اند ، هنگامي كه كودكان با يكديگر به فعاليت مشترك و گروهي مي پردازند، يادگيري آنان افزايش مي يابد. با استفاده از تكنيك هاي گروهي، نه تنها يادگيري كودكان و نوجوانان افزايش مي يابد بلكه همكاري، همفكري، مهارت و تعاملات اجتماعي آنان نيز رشد مي كند. زيرا هنگامي كه كودكان و نوجوانان بدانند كارهاي آنان به طور گروهي ارزيابي مي شود، همكاري و فعاليت بيشتري از خود نشان مي دهند ، به عنوان يك گروه، با همديگر رقابت نمي كنند بلكه، هر عضو مايل است تا آنجا كه مي تواند به ساير اعضا ي گروه كمك كند. اين شيوه, به كودكان و نوجوانان كمك
مي كند تا ياد بگيرند چگونه به عنوان يك گروه با هم كار كرده، تقسيم وظايف كنند و هر كس با ايفاي نقش خاص خود مشاركت را نيز مي آموزد.

انواع گروه در فرآيند ياد دهي- ياد گيري 

انواع گروه ها شامل گروه هاي دو نفري، گروه هاي كوچك و گروه هاي بزرگ مي باشد كه ويژگي هاي هر گروه عبارتند از :

- گروه هاي بزرگ ( 8 تا 10 نفر ) : در توليد ايده و نظراتِ بيشتر، موفق تر از گروه هاي ديگر هستند.

- گروه هاي كوچك ( 4 تا 6 نفر ) : همكاري و مشاركت را بين افراد گروه، تقويت مي كند و مهارت هاي ارتباط بين فردي از قبيل بحث و گفتگو و گوش دادن به ديگران را افزايش مي دهد. ارتباطات نزديك در گروه هاي كوچك، شركت كنندگان را قادر مي سازد تا در مقايسه با موضوعات كلي بيشتر روي مسائل فردي بحث و گفتگو نمايند.

در گروه هاي دونفري افراد مي توانند به طريقه ي مؤثري با هم گفتگو كنند، در نتيجه، يادگيري هاي انفرادي در چنين ارتباطاتي بيشتر اتفاق مي افتد زيرا در چنين گروه هايي تعامل بيشتر بوده و اين تعاملات افراد را قادر مي سازدتا تجارب و ارتباطات همديگر را نسبت به ساير گروه ها ، عميق تر درك كنند.

تركيب و تقسيم بندي اعضاي گروه ها در تعامل و عملكرد گروه، نقش اساسي دارد. انواع تركيب و تقسيم بندي اعضاي گروه بدين قرار است:گروه تصادفي ،گروه هاي خود انتخابي، گروه تركيبي .

تعداد افراد هر گروه

مي توانيد از طريق تجربه مناسب ترين رقم را براي تعداد افراد هر گروه به دست آوريد. اما بهتر است كه گروه را كوچك انتخاب كنيد. چون هر چه گروه بزرگ تر باشد افراد گروه به مهارت هاي بيش تري احتياج دارند تا بتوانند خوب كار كنند.

در واقع به معلمان كلاس هاي اول و دوم توصيه مي شود كه گروه ها را دو نفره بگيرند. در كلاس هاي سوم و چهارم بچه ها مي توانند كارهاي معيني را در گروه هاي سه نفري انجام دهند. دانش آموزان دوره ي راهنمايي مي توانند در گروه هاي چهار نفري كار كنند. اما توصيه مي شود كه از گروه هاي چهار نفره فقط زماني استفاده كنيد كه مطمئن شويد دانش آموزان در كار در گروه هاي دو نفره يا سه نفره كاملاً موفق بو ده اند.

سازماندهي كلاس درس در روش هاي نوين تدريس 

دانش آموزاني كه در يك گروه كار مي كنند بايد تا حد امكان به افراد گروه خود نزديك و از گروه هاي ديگر دور باشند. اعضا بايد تعامل چهره به چهره و ارتباط چشمي با هم داشته باشند. محل نشستن افراد بايد به گونه اي باشد كه امكان رفت و آمد براي معلم وجود داشته باشد، و در صورت نياز به وسايل، امكان دسترسي باشد.

آرايش شبكه ي ارتباطي در فعاليت گروهي

ترتيب قرار گرفتن و نشستن شركت كنندگان بحث گروهي در نوع ارتباط مؤثر است. سامر ( 1967 ) در مقايسه اي كه بين دو گروه مباحثاتي -  يكي با آرايش حلقه اي و ديگري با آرايش رديفي - انجام داد، نتيجه گرفت در گروهي كه به شكل رديف نشسته بودند، فراگيران رديف جلو  و وسط  بيش از شاگردان رديفهاي عقب و طرفين در بحث مشاركت داشته اند. در اين آزمايش همبستگي مثبت و مستقيمي بين برخورد چشمي و ارتباط مستقيم ديداري بين افراد يك گروه و ميزان دخالت آنان در بحث به دست آمده است . آرايش شبكه هاي ارتباطي معمولاً به دو صورت متمركز و غير متمركز صورت مي گيرد. در شبكة ارتباطي متمركز، يك فرد محور و مركز ارتباط است. اين شخص خواه معلم باشد خواه شاگرد، براي حفظ موقعيت ارتباط بايد فردي مقتدر باشد، فردي كه از تأثيرات متقابل گروه قوي تر است . در شبكه ارتباطي غير متمركز، همه افراد فرصت و امكان مساوي ارتباط دارند. در اين جا، پنج نمونه از شبكه هاي ارتباطي نشان داده شده است كه سه نمونة اول متمركز و دو نمونه ديگر غير متمركز است.

 الف) شبكة ارتباطي چرخي( Wheel arrangement)

 

ب) شبكه ارتباطي زنجيره اي( Chain arrangement )

 

ج )شبكة ارتباطي Y  ( Y arrangement)

(Circle arrangementشبكة ارتباطي دايره ايد-

(All channel arrangement ه - چند كانالي (

 

مهارت هاي اجتماعي لازم براي موفقيت در الگو هاي نوين تدريس

مهارت هاي اجتماعي به سه نوع تقسيم مي شود :

الف- مهارت هاي گروهي پايه    ب- مهارت هاي نقش گرا    ج- مهارت هاي پيچيده تر تفكر

موفقيت هاي تحصيلي حاصل از انجام فعاليت هاي گروهي

حاصل مطالعات پژوهش بسياري نشانگر اين امر است كه يادگيري از طريق تشكيل گروه هاي كلاس نسبت به يادگيري انفرادي و يا رقابتي مؤثرتر بوده است. براي اين موضوع چندين دليل وجود دارد. دليل اول مفهومي شناختي است كه روان پزشكان آن را تمرين شفاهي يا بلند فكر كردن مي نامند. براي ياد گيري ، لازم است درباره ي آنچه فكر مي كنيم سخن بگوييم. از طريق سخن گفتن در مي يابيم كه چه مي دانيم و چه چيزي را هنوز نفهميده ايم. دليل دوّم افزايش مدت زماني است كه دانش آموز حواسش متوجه كار است.

نتايج و پيامدها

·   توانمند كردن افراد ،ايجاد و افزايش مهارت تصميم گيري ، ارتقاء مهارت تفكر انتقادي و خلاق  ،تقويت فرآيند حل مسأله  ،تقويت اعتماد به نفس، عزت نفس و هويت فردي و خود باوري و خود ارزيابي ،ارتقاء مهارت هاي اجتماعي ،  تقويت فرآيند اجتماعي شدن ، افزايش سازگاري رواني اجتماعي ،  شكل گيري و تقويت ارزش هاي سالم اجتماعي ، آموزش شهروندي ، افزايش مسئوليت پذيري ، پيشگيري از خشونت و پرخاشگري ، ايجاد و توسعه ي قضاوت صحيح و عادلانه ، افزايش همدلي ودرك افراد مختلف ،افزايش تعداد دانش آموزان كه در فعاليت هاي كلاسي مشاركت مي كنند ، تقويت مهارت شنيداري- گفتاري ، ايجاد انگيزه در افراد براي رسيدن به تكامل بيشتر ، پيشگيري از اُفت و كاهش عملكرد تحصيلي ، بهبود ارتباطات بين فردي ، ارتقاي سطح فرهنگ جامعه ، افزايش خلاقيت و نو آوري ، ايجاد و تقويت مهارت تحمل آرا و نظرات يكديگر ، باروري و تقويت قدرت اظهار نظر در جمع ، احساس تعلق و وابستگي به موضوع درس ،سهيم شدن دانش آموزان در سرنوشت خود ، شكوفايي قدرت بيان و استدلال ، افزايش قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري .

محدوديت استفاده از گروه هاي كلاسي در امر ياد دهي -  يادگيري

تعداد زياد دانش آموزان ،كمبود وقت ، عدم وجود مكان مناسب و ...  .

مهم ترين ويژگي هاي رفتاري لازم براي معلمان جهت استفاده از كار گروهي

بالا بودن تحمل معلم ، علاقه مندي معلم نسبت به تنوع و گوناگوني ، خلاقيت و ابداع ، صميميت و مهرباني ، انعطاف پذيري ، انگيزه و علاقه به شغل معلمي ، علاقه به شناخت دانش آموزان و رابطه ي گرم با آن ها.

ج - كار برد مباني نظري روش هاي فعال تدريس براي آموزش برنامه ي درسي قرآن دوره ي  راهنمايي

در آموزش سنتي ،معلم نقش انتقال دهنده ي اطلاعات را  دارد اما او  در کلاس هاي ساختن گرايي بيشتر وظيفه ي"راهنمايي"دارد (بروکسي ، 1993) .معلم فرصتهايي براي يادگيرندگان فراهم مي کند تا بتوانند دانش خودرا در عمل ودر چارچوبي خاص توسعه دهند .معلم نمي تواند همه يادگيرندگان را در تجارب گذشته ،دانش وپيشينه يکسان فرض کند .آموزش براي ايجاد ارتباطات صحيح بين دانش قبلي ودانش جديد يادگيرندگان طراحي مي شود .معلم تسهيل کننده فرايند يادگيري ساختن گرااست .يادگيرندگان در چنين محيطي فعالند نه منفعل .آنان تشويق مي شوند حل کننده مسئله ومتفکر مستقل باشند .يادگيرندگان تشويق مي شوند به كُنه پاسخ هاي واقعي دست يابند وفرصت براي ساختن فرضيه ،تحليل ،پيش بيني فراهم است .ديگر مؤلفه هاي اساسي براي يادگيرندگان ،مهارت برقراري ارتباط ومشارکت باديگران است ،که از اين طريق مي توانند ايده ها ومفاهيم خود را بسط دهند .

كار برد اول

ياد گيري مشاركتي ( همياري ) و ويژگي هاي آن

در چنين محيطي دانش آموزان ياد مي گيرند در اوقاتي كه نياز به كمك دارند به جاي اين كه معلم منبع اصلي قرار گيرد، هم كلاسي ها مرجع مهم و با ارزش محسوب مي شوند.

شعار كلاس همياري اين است (( يا همه نجات مي يابيم و يا همه غرق مي شويم)). پس اولين مشخصه ي اساسي  محيط يادگيري هميار وابستگي مثبت است

دومين مشخّصه ي اساسي يادگيري از طريق همياري كه دست به دست وابستگي مثبت مي دهد:پاسخگويي فردي است. هر دانش آموز بايد بداند كه مسئول است مواد درسي را ياد بگيرد. ((هيچ كس اجازه ندارد مستمع آزاد باشد و يا از زير بار وظايف گروه شانه خالي كند)).

جانسون علاوه بر دو مشخصه ي فوق بر آموزش مهارت هاي اجتماعي نيز تأكيد مي كنند.

معلمان براي موفقيت گروه هاي هميار بايد موارد زير را رعايت كنند:

- هنگامي كه دانش آموزان در يك گروه كار مي كنند رفتار آن ها را زير نظر داشته باشند.

- نتايج حاصل از مهارت هاي اجتماعي اي را كه دانش آموزان به كار مي برند به آنان بگويند و به آن ها كمك كنند تا از اين مهارت ها آگاهانه استفاده كنند.

- در مواقع مناسب براي آموزش مهارت هاي ضروري در كار گروه ها مداخله كنند.

بعضي از فوايد يادگيري از طريق همياري چيست؟

يادگيري از طريق همياري كمك مي كند تا:

1 ) پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بالا رود.

2 ) ارتباط هاي مثبت بين دانش آموزان ايجاد شود.‌

3 ) به دانش آموزان تجاربي منتقل شود كه براي توسعه ي اجتماعي, رواني و شناختي سالم به آن نياز دارند.

مرور تحقيقات درباره ي اثر بخشي روش يادگيري از طريق همياري :

پيشرفت تحصيلي بالاتر، يادسپاري افزون تر،ارتباطات مثبت ناهمگن بيشتر،انگيزه ي دروني بالاتر،عزت نفس بالاتر،حمايت اجتماعي بيشتر،رفتار مربوط به تكليف بيشتر(رفتار وظيفه شناس ترon- task behavior)

نگرش بهتر نسبت به معلمان،نگرش بهتر نسبت به مدرسه .

فوايد جانبي يادگيري از طريق همياري:

1 ) وقتي كه دانش آموزان براي رسيدن به هدفي مشترك كار مي كنند، فعاليت آموزشي تبديل به فعاليتي مي شود كه تمام هم سالان به آن ارزش مي نهند.

2 ) دانش آموزان انگيزه مند مي شوند تا به يادگيري هم ديگر كمك كنند.

3 ) دانش آموزان مي توانند زبان (معلم) را براي همديگر به زبان (دانش آموز) تبديل كنند.

4 ) دانش آموزاني كه براي همديگر توضيح مي دهند از راه انجام دادن ياد مي گيرند.

5 ) وقتي دانش آموزان مجبور شوند افكارشان را سازماندهي كنند تا ايده ها را براي هم تيمي هاي خود توضيح دهند، بايد درگير فرآيندي شناختي شوند كه فهم خودشان را تا حد زيادي تقويت مي كند.

6 ) اعضاي تيم مي توانند به طور فردي به همديگر توجه و كمك كنند.

ج -1) مدل هاي يادگيري مشاركتي(همياري)

ج – 1-1) روش تدريس بر اساس هم كاري: بعد از تمرينِ بخشِ قرائتِ آيات، به وسيله ي نوار مي توان از اين روش استفاده كرد.در اين روش گروه ها دو عضوي هستند و يكي از اعضا نقش معلم را بر عهده مي گيرد و آنچه را كه فراگرفته بود به عضو ديگر گروه ياد مي دهد. عضو فراگيرنده نيز بايستي در طول اين كنش متقابل با پرسيدن سؤال و درخواست توضيح بيشتر با هم گروهي خود به فعاليت بپردازد.

ج - 1 -2) طرح تدريس اعضاي تيمThe Team Member Teaching Design(TMTD)

براي حل تمرين دوم( تركيب هاي زير را با كمك هم گروه خود معنا كنيد.) از اين روش مي توان استفاده كرد:در اين روش كل تمرين دوم بين اعضاء تقسيم مي شود و هر فراگير مسئول بخش تعيين شده و تدريس آن به ديگران است. بنابراين طرح تدريس اعضاي تيم شبيه پازل تصويري است. وقتي همه ي اعضاء كار خويش را انجام دادند كل اين تمرين حل مي شود. (اين روش را نبايد با تدريس تيمي (Team Teaching)  اشتباه گرفت. در تدريس تيمي دو يا سه مربي در مسئوليت تدريس به يك گروه از دانش آموزان سهيم مي شوند حال آنكه در اين طرح، تدريس توسط اعضاي تيم فراگيران انجام مي شود).در اين طرح موضوع درسي تقسيم مي شود و يك بخش از آن به عنوان پيش مطالعه به هر يك از اعضاء داده مي شود. وقتي كه اعضاي تيم جمع مي شوند, عضوي كه اولين بخش را دارد موضوع را به ديگران درس مي دهد, سپس ديگر اعضاء به نوبت, بخش خودشان را آموزش مي دهند. بعد از اين كه آموزش كامل شد, پاسخ ها توسط معلم ارزيابي مي شود.

 ج-1-3) طرح كارآيي تيم The Team Effectiveness Design(TED)

براي حل تمرين سوم( ترجمه ي صحيح را علامت بزنيد.) از اين روش مي توان استفاده كرد:در اين روش  هر يك از اعضاي تيم دانش خود را قبل از بحث تيمي ارزيابي مي كند. بعد از يك مرور اوليه (پيش مطالعه) هر فراگير به يك سؤال صحيح- غلط و يا چند گزينه اي از موضوعي كه قرار است آموخته شود پاسخ دهد سپس اعضاي تيم در مورد هر يك از پاسخ ها با يكديگر بحث مي كنند تا به توافق برسند. در ضمن بحث اعضاء گزينه ها و دلايل انتخاب خويش را ارائه مي دهند.  از آنجايي كه اعضاء تيم بايد در مورد بهترين پاسخ به توافق برسند، شركت كنندگان اين فرصت را پيدا مي كنند تا اطلاعات را رد و بدل كنند، دلايلشان را توضيح دهند، دلايل و شواهد ديگران را ارزيابي نمايند و براي ارزيابي گفته هاي برله يا عليه هر گزينه به عنوان بهترين جواب از منطق استفاده كنند.

ج - 1-4) روش آموزش رهنمودي

براي حل تمرين چهارم از اين روش مي توان استفاده كرد:آموزش با توضيحات معلم در مورد الگوها و مثال هاي جديد آغاز مي شود. فراگير در گروه هاي يادگيري3 يا4 نفر عضو روي تكاليفي كه به وسيله  معلم در تمرين چهارم تعيين شده است, با هم همكاري مي كنند. اعضاي گروه ناهمگن هستند و محتواي فعاليت هايي كه گروه بر اساس آن همكاري مي كنند شامل حل تمارين به صورت انفرادي، سپس تصحيح تمرين هاي همديگر در گروه، بحث در مورد پاسخ ها و دستيابي به نتيجه ي مشترك مي باشد.

كار برد دوم

ج- 2) روش تدريس: بارش يا طوفان فكري (Brain Storming)

تعريف بارش فكري:(( اجراي فن و گردهمايي اي كه از طريق آن، عده اي مي كوشند براي يك مسئله ي به خصوص، با انباشتن تمام افكار و انديشه هايي كه همان جا به وسيله ي اعضا ارائه مي گردد راه حلي بيابند)). (روش هاي فعال تدريس در برنامه هاي پرورشي، فضلي خاني، منوچهر، صفحه ي 101) .

براي تدريس بخش شناخت مي توان از اين روش استفاده كرد مثلاً در كتاب پايه ي سوم درس اول صفحه ي 11 معلم از دانش آموزان مي خواهد براي جلسه ي آينده سوره ي آل عمران را از نظر تعداد كلمه، مكي يا مدني بودن،تعداد آيه، شماره ي سوره، ترجمه ي آن و ... مورد بررسي قرار دهند. (= تكاليف آماده سازي و آمادگي) و در جلسه آينده از آن ها مي خواهد يافته هاي خود را در كلاس ارائه دهند و يكي از دانش آموزان تمام مطالب را پاي تابلو مي نويسد و در اين مرحله اظهارات فراگيران مورد نقد و بررسي قرار نمي گيرد. بعد از اين مرحله, مرحله ي بعدي آغاز مي شود كه به كمك خود دانش آموزان موارد مشترك حذف و موارد ديگر تائيد يا رد مي شود (= قضاوت و ارزشيابي) سپس براي جمع بندي از موارد باقيمانده، توسط معلم يا توسط خود دانش آموزان خلاصه اي ارائه مي گردد.

كار برد سوم

ج- 3 ) روش تدريس تفكر مبتكرانه(originally)

مهارتي است كه براي تفكر بديع و بي نظير به كار گرفته مي شود تا عقايد پنهان، هوشمندانه و پاسخ هاي غير معمول فرد توليد شود، به عبارت ديگر به كارگيري اين مهارت موجب بروز نظرها و ايده هاي جديد،غيرمعمول، بكر و متفاوت خواهد شد.ضرورت :  براي انجام تفكر مبتكرانه دانش آموزان بايد بتوانند به طور مداوم و مشتاقانه در جستجوي عقايد تازه باشند.براي اجراي اين روش در بخش شناخت مطالبي كه داستان واره هستند مانند: (نماز در اتاق ژنرال = كتاب سال اول صفحه ي72 / فضيل زنده مي شود = كتاب سال دوم صفحه ي51 / امتحان = كتاب سال سوم صفحه ي28 و ... ) . 

از يك جمله يا داستان ناتمام استفاده كنيد و با روش بارش مغزي از آنان بخواهيد آن را تمام كنند.

كار برد چهارم

ج-4 ) روش تدريس تحقيق( كاوشگري)

هدف از به كارگيري روش حاضر وادار كردن مستقيم دانش آموزان به جريان تفكر و پژوهش علمي است. با دقت در هدف ياد شده مي توان چند مفهوم عمده را استنباط كرد. برخي مفاهيم مورد نظر عبارت اند از : پژوهش، فرايند پژوهش و روش تحقيق يا پژوهش.( راهنماي روش هاي نوين تدريس،دكتر آقازاده، محرم، دكتر احديان، محمد، صفحه ي 221 ) در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي را انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند . اين روش باعث  تقويت اعتماد به نفس و ايجاد رابطه ي صحيح آموزشي بين معلم و شاگرد مي شود و در نهايت اين روش باعث تقويت هم كاري ، احساس مسئوليت ، انضباط كاري ، صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران  و مهارت هاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود . ( پيوست شماره ي1و2  ) . براي دستيابي به اهداف فوق مي توان در بخش شناخت پايه‌ي سوم راهنمايي صفحه ي 96 ((تفسير نمونه)) را با اين روش تدريس كرد. به اين ترتيب كه دانش آموزان را به كتابخانه برده و تفاسير موجود را به آن ها نشان داده و توضيح اجمالي درباره ي آن ها مي دهيم سپس مجلات مختلفي از تفسير نمونه را در اختيار آن ها قرار مي دهيم و خواهيم به صورت گروهي به تفسير  چند آيه مراجعه كنند تا با نحوه ي تفسير آيات در اين كتاب آشنا شوند سپس معلم فهرست موضوعي را شرح داده و واژه ي شيطان را از فهرست موضوعي استخراج كرده و از دانش آموزان مي خواهد به شكل گروهي واژگان ديگر را آن ها از فهرست موضوعي استخراج نمايند.

هدف: آشنايي با تفسير نمونه و نحوه ي استفاده از فهرست موضوعي

كار برد پنجم

ج- 5  ) روش تدريس انجام دهيد، نگاه كنيد،ياد بگيريد(Do, Look , Learn)

اين روش آموزشي، مورد توجه و حمايت مركز تحقيقات دانشگاه يشيگان قرار گرفته است و در سال 1969 به عنوان يك روش آموزشي مورد تائيد واقع شده است. در اين روش دانش آموزان بر اساس هدف هاي يادگيري در گروه هاي كوچك فعاليت مي كنند تا به هدف هاي آموزشي تعيين شده، نايل شوند. (كاربرد روش ها و الگوهاي تدريس، ترجمه و تأليف : يغما، عادل، صفحه 78  ) .پيشنهاد مي شود بخش شناخت كتاب قرآن سال سوم صفحه ي106 ((رسانه هاي قرآن)) با اين روش اجرا گردد به اين نحو كه معلم ازدانش آموزان مي خواهد در صورت امكان براي جلسه ي بعد همراه خود راديو بياورند در جلسه ي بعد با توجه به تعداد راديوهاي موجود كلاس خود را گروه بندي مي كند و يك راديو در اختيار هر گروه قرار مي دهد و از آن ها مي خواهد موج متوسطMW/AM رديف 585 كيلوهرتز يا موجFM  را پيدا كنند و بعد از پيدا كردن دقايقي را در كلاس به برنامه ي راديو قرآن گوش دهند.

هدف: آشنا كردن دانش آموزان با راديو قرآن و علاقه مند كردن آن ها به استفاده از برنامه هاي آن.


ن : عیسی عزیزی
ت : 88/08/24